پیچک (علامه اقبال لاهوری)

سعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم (علامه اقبال لاهوری)
- چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را (علامه اقبال لاهوری)
- بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را (علامه اقبال لاهوری)
- به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را (علامه اقبال لاهوری)
- جانم در آویخت با روزگاران (علامه اقبال لاهوری)
- فرصت کشمکش مده این دل بی قرار را (علامه اقبال لاهوری)
- خاور که آسمان بکمند خیال اوست(علامه اقبال لاهوری)
- انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را (علامه اقبال لاهوری)
- یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی (علامه اقبال لاهوری)
- رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت (علامه اقبال لاهوری)
- این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا (علامه اقبال لاهوری)
- کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را (علامه اقبال لاهوری)
- بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است (علامه اقبال لاهوری)
- نور تو وانمود سپید و سیاه را (علامه اقبال لاهوری)
- اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی (علامه اقبال لاهوری)
- بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری (علامه اقبال لاهوری)
- درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر (علامه اقبال لاهوری)
- شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی (علامه اقبال لاهوری)
- از چشم ساقی مست شرابم (علامه اقبال لاهوری) ...
- هوای خانه و منزل ندارم (علامه اقبال لاهوری)
- زمستان را سرآمد روزگاران (علامه اقبال لاهوری)
- مرا براه طلب بار در گل است هنوز (علامه اقبال لاهوری)
- بر جهان دل من تاختنش را نگرید (علامه اقبال لاهوری)
- بر جهان دل من تاختنش را نگرید (علامه اقبال لاهوری)
- خوشتر ز هزار پارسائی (علامه اقبال لاهوری)
- مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست(علامه اقبال لاهوری)
- نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی (علامه اقبال لاهوری)
- ز شاعر ناله مستانه در محشر چه (علامه اقبال لاهوری)
- دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده (علامه اقبال لاهوری)
- ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک میآیم (علامه اقبال لاهوری)
- از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده (علامه اقبال لاهوری)
- ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز (علامه اقبال لاهوری)
- درین محفل که کار او گذشت از (علامه اقبال لاهوری)
- سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو (علامه اقبال لاهوری)
- عقل هم عشق است و از ذوق نگه (علامه اقبال لاهوری)
- یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه(علامه اقبال لاهوری)
- بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به (علامه اقبال لاهوری)
- نظر به راه نشینان سواره می گذرد (علامه اقبال لاهوری)
- تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم (علامه اقبال لاهوری)
- خیز و بخاک تشنه ئی بادهٔ زندگی فشان (علامه اقبال لاهوری)
- برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا (علامه اقبال لاهوری)
- فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین (علامه اقبال لاهوری)
- این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است (علامه اقبال لاهوری)
- گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست(علامه اقبال لاهوری)
- دل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره (علامه اقبال لاهوری)
- نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست (علامه اقبال لاهوری)
- بر سر کفر و دین فشان رحمت عام خویش را(علامه اقبال لاهوری) ...
- بصدای درمندی بنوای دلپذیری(علامه اقبال لاهوری)
- من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم (علامه اقبال لاهوری)
- از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی (علامه اقبال لاهوری)
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد