پیچک (علامه اقبال لاهوری)

سعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی(علامه اقبال لاهوری)
- بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند(علامه اقبال لاهوری)
- عشق را نازم که بودش را غم نابود نی(علامه اقبال لاهوری)
- بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند (علامه اقبال لاهوری)
- عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است(علامه اقبال لاهوری)
- کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی(علامه اقبال لاهوری)
- چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن (علامه اقبال لاهوری)
- علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست (علامه اقبال لاهوری)
- نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را(علامه اقبال لاهوری)
- جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است (علامه اقبال لاهوری)
- گنهکار غیورم مزد بی خدمت نمی گیرم(علامه اقبال لاهوری)
- برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی(علامه اقبال لاهوری)
- زندگی در صدف خویش گهر ساختن است(علامه اقبال لاهوری)
- گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر(علامه اقبال لاهوری)
- گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون(علامه اقبال لاهوری)
- خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب(علامه اقبال لاهوری)
- ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست (علامه اقبال لاهوری)
- درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است(علامه اقبال لاهوری)
- عاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد(علامه اقبال لاهوری)
- سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید(علامه اقبال لاهوری)
- لاله صحرایم از طرف خیابانم برید(علامه اقبال لاهوری)
- شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است(علامه اقبال لاهوری)
- از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست (علامه اقبال لاهوری)
- خیال من به تماشای آسمان بود است(علامه اقبال لاهوری)
- باز بر رفته و آینده نظر باید کرد(علامه اقبال لاهوری)
- جهان ما همه خاک است و پی سپر گردد(علامه اقبال لاهوری)
- ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز (علامه اقبال لاهوری)
- مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز(علامه اقبال لاهوری)
- عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست(علامه اقبال لاهوری)
- فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است(علامه اقبال لاهوری)
- هوس هنوز تماشا گر جهانداری است (علامه اقبال لاهوری)
- با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن(علامه اقبال لاهوری)
- ز سلطان کنم آرزوی نگاهی(علامه اقبال لاهوری)
- خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون (علامه اقبال لاهوری)
- چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش (علامه اقبال لاهوری)
- تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند (علامه اقبال لاهوری)
- لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز(علامه اقبال لاهوری)
- غلام زنده دلانم که عاشق سره اند(علامه اقبال لاهوری)
- خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است(علامه اقبال لاهوری)
- دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت ((علامه اقبال لاهوری)
- زمانه قاصد طیار آن دلآرام است(علامه اقبال لاهوری)
- هزار شعله دهی یک زبانه میخواهی(علامه اقبال لاهوری)
- درون لاله گذر چون صبا توانی کرد (علامه اقبال لاهوری)
- مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند(علامه اقبال لاهوری)
- بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد (علامه اقبال لاهوری)
- دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم (علامه اقبال لاهوری)
- ’شاخ نهال سدره ئی خار و خس چمن مشو» (علامه اقبال لاهوری)
- ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر (علامه اقبال لاهوری)
- ما که افتنده تر از پرتو ماه آمده ایم (علامه اقبال لاهوری)
- به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد (علامه اقبال لاهوری)
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد