تبلیغات اینترنتیclose
پیچک (علامه اقبال لاهوری)
پیچک (علامه اقبال لاهوری)
سعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا

این جام جهان بینم روشن تر ازین بادا 

 

تلخی که فرو ریزد گردون به سفال من

در کام کهن رندی آنهم شکرین بادا

 

 

 

 (علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش چهارم, | بازديد : 325

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را

به امید اینکه روزی بفلک رسانم او را

چه کنم چه چاره گیرم که ز شاخ علم و دانش

ندمیده هیچ خاری که بدل نشانم او را

دهد آتش جدائی شرر مرا نمودی

به همان نفس بمیرم که فرونشانم او را

می عشق و مستی او نرود برون ز خونم

که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را

تو به لوح سادهٔ من همه مدعا نوشتی

دگر آنچنان ادب کن که غلط نخوانم او را

بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید

چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را

 

 

 

 (علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش چهارم, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است

بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است

بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد

بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است

مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش

جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است

نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری

جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است

 

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 160

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

 

تو در هوای آنکه نگه آشنای اوست

من در تلاش آنکه نتابد نگاه را

 
 
 
 (علامه اقبال لاهوری)
 

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 158

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی

نگیرد با من این سودا بها از بس گران خواهی

سخن بی پرده گو با ما شد آن روز کم آمیزی

که می گفتند تو ما را چنین خواهی چنان خواهی

نگاه بی ادب زد رخنه ها در چرخ مینائی

دگر عالم بنا کن گر حجابی درمیان خواهی

چنان خود را نگه داری که با این بی نیازی ها

شهادت بر وجود خود ز خون دوستان خواهی

مقام بندگی دیگر مقام عاشقی دیگر

ز نوری سجده میخواهی ز خاکی بیش از آن خواهی

مس خامی که دارم از محبت کیمیا سازم

که فردا چون رسم پیش تو از من ارمغان خواهی

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 187

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری

تب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری

چه خبر ترا ز اشکی که فرو چکد ز چشمی

تو ببرگ گل ز شبنم در شاهوار داری

چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارد

دم مستعار داری غم روزگار داری

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 148

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر

که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر

دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی

فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر

بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را

عجم را داده ئی هنگامهٔ بزم جمی دیگر

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 132

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی

تو به طلعت آفتابی سزد اینکه بی حجابی

تو بدرد من رسیدی بضمیرم آرمیدی

ز نگاه من رمیدی به چنین گران رکابی

تو عیار کم عیاران تو قرار بیقراران

تو دوای دل فگاران مگر اینکه دیریابی

غم و عشق و لذت او اثر دو گونه دارد

گهی سوز و دردمندی گهی مستی و خرابی

ز حکایت دل من تو بگو که خوب دانی

دل من کجا که او را بکنار من نیابی

به جلال تو که در دل دگر آرزو ندارم

بجز این دعا که بخشی به کبوتران عقابی

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 165

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

از چشم ساقی مست شرابم

بی می خرابم بی می خرابم

شوقم فزون تر از بی حجابی

بینم نه بینم در پیچ و تابم

چون رشتهٔ شمع آتش بگیرد

از زخمهٔ من تار ربابم

از من برون نیست منزلگه من

من بی نصیبم ، راهی نیابم

تا آفتابی خیزد ز خاور

مانند انجم بستند خوابم

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 301

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

هوای خانه و منزل ندارم

سر راهم غریب هر دیارم

سحر می گفت خاکستر صبا را

«فسرد از باد این صحرا شرارم

گذر نرمک ، پریشانم مگردان

ز سوز کاروانی یادگارم»

ز چشمم اشک چون شبنم فرو ریخت

که من هم خاکم و در رهگذارم

بگوش من رسید از دل سرودی

که جوی روزگار از چشمه سارم

ازل تاب و تب پیشنیهٔ من

ابد از ذوق و شوق انتظارم

میندیش از کف خاکی میندیش

بجان تو که من پایان ندارم

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 262

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

زمستان را سرآمد روزگاران

نواها زنده شد در شاخساران

گلان را رنگ و نم بخشد هواها

که می آید ز طرف جویباران

چراغ لاله اندر دشت و صحرا

شود روشن تر از باد بهاران

دلم افسرده تر در صحبت گل

گریزد این غزال از مرغزاران

دمی آسوده با درد و غم خویش

دمی نالان چو جوی کوهساران

ز بیم اینکه ذوقش کم نگردد

نگویم حال دل با رازداران

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 242

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مرا براه طلب بار در گل است هنوز

که دل به قافله و رخت و منزل است هنوز

کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزد

مرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز

یکی سفینهٔ این خام را به طوفان ده

ز ترس موج نگاهم بساحل است هنوز

تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد

خوشا کسی که بدنبال محمل است هنوز

کسی که از دو جهان خویش را برون نشناخت

فریب خوردهٔ این نقش باطل است هنوز

نگاه شوق تسلی به جلوه ئی نشود

کجا برم خلشی را که در دل است هنوز

حضور یار حکایت دراز تر گردید

چنانکه این همه نا گفته در دل است هنوز

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 261

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بر جهان دل من تاختنش را نگرید

کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید

روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست

با هزار آینه پرداختنش را نگرید

آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند

با فقیران دو جهان باختنش را نگرید

آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریخت

پیش نادان سپر انداختنش را نگرید

 

 

 (علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 187

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بر جهان دل من تاختنش را نگرید

کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید

روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست

با هزار آینه پرداختنش را نگرید

آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند

با فقیران دو جهان باختنش را نگرید

آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریخت

پیش نادان سپر انداختنش را نگرید

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 133

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خوشتر ز هزار پارسائی

گامی به طریق آشنائی

در سینهٔ من دمی بیاسای

از محنت و کلفت خدائی

ما را ز مقام ما خبر کن

مائیم کجا و تو کجائی

آن چشمک محرمانه یاد آر

تا کی به تغافل آزمائی

دی ماه تمام گفت با من

در ساز به داغ نارسائی

خوش گفت ولی حرام کردند

در مذهب عاشقان جدائی

پیش تو نهاده ام دل خویش

شاید که تو این گره گشائی

 

 

(علامه اقبال لاهوری)

برچسب ها : ,

موضوع : زبور عجم بخش سوم, | بازديد : 317